تبليغاتX
سازدل
 

 

سلام دوستان ... به علت مشکل دراین لینک:

به لینک زیر مراجعه کنید ممنون.

http://www.sazedel2009.blogfa.com/

بای تا های

+ نوشته شده در  شنبه 1386/06/24ساعت 3:43 بعد از ظهر  توسط نیلوفر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوست بدارد و قلبی که دوستش بدارند قلبی برای من و قلبی برای انسانی که من می خواهم

چقدر سخته تو چشمای كسی كه تمام عشقت رو دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت

هدیه داد زل بزنی وبه جای اینكه لبریز كینه ونفرت بشی ،حس كنی كه هنوزم دوسش داری!

چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به دیواری تكیه بدی كه یه بار زیر آوار غرورش، همه ی

وجودت له شده!چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی ولی وقتی دیدیش ،هیچ چیزی

 جز سلام نتونی بگی!چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشك گونه هاتو خیس كنه اما

مجبور باشی بخندی تا نفهمه كه هنوزم دوسش داری !چقدر سخته گل آرزو هاتو،تو باغ دیگه ای

 ببینی وهزار بار تو خودت بشكنی و اونوقت با خودت زیر لب بگی :گل من باغچه ی نو مبارك

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/06/04ساعت 0:0 قبل از ظهر  توسط نیلوفر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوست بدارد و قلبی که دوستش بدارند قلبی برای من و قلبی برای انسانی که من می خواهم
بتراش اي سنگ تراش .....

          سنگي از معدن درد بهر مزارم  بتراش 

                               

          روي سنگ قبره من عكسي از چهره زيباي غزالم  بتراش

 

                         بنويس اي سنگ تراش

 

          عاقبت شدم فداش ... بنويس تا بدونه عمرمو دادم براش

                                               

روز آشناييمون رو تنه درخت بيد ....... 

 

 يار بي وفاي من عكس دو تا دل و كشيد 

 

گفت يكي از اون دلها فداي اون يكي بشه ....

 

 عاقبت كشت دلمو تا كه به

 

آرزوش رسيد 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/31ساعت 10:51 بعد از ظهر  توسط نیلوفر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوست بدارد و قلبی که دوستش بدارند قلبی برای من و قلبی برای انسانی که من می خواهم

شناختنت بي گناهترين گناهم بود يافتنت بهانه دلم و خواستنت نيازم و با تو بودن آرزويم و تو را گم کردن ، پيدايش سراب بود تو مانند پرستو آمدي و به دورترين ديار غربت رفتي . بي تو ثانيه ها تکراري شده اند و آيينه چيزي جز سراب را نشان نمي دهد و شقايق غريبي مي کند و جاده در انتظار مسافر است و هنوز دلم بدون تو بهانه مي گيرد و من آرزوهايم را عاشقانه زمزمه مي کنم و منتظرت هستم.

 

زيبايي دنيا را تنها آن لحظه كه به چشمان تو نگريستم دريافتم و از آن پس هيچ لحظه اي از عمرم بدون انديشه تو سپري نشد اگر عمر من، تنها يك شب باشد آرزو دارم كه همان يك شب را با تو بگذرانم ، چرا كه محبوبم اين دنيا تنها هنگامي زيباست كه در كنار تو باشم ، عشق من تمناي زندگي با تو را در دل دارم و دوست دارم هر شب در عشق تو ذوب گردم تو اجازه دادي كه عشقت را در دل احساس كنم پس با قلبم تو را صدا ميزنم ،‌اي عزيز تر از جان آرزوي زندگي در كنار تو را عاشقانه دارم ....

 

طرح چشمان زيبايت درجاي جاي اتاقم نقش بسته ، صداي زيبا و پرمهرت در فضاي اتاقم براي هميشه طنين انداز گشته ،‌بي تو من چه تنها و غريبم در اين درياي هستي ،ساحل ام شو غرق گشتم بي تو در شبهاي مستي ، نفسهاي گرمت و عطرآگين ات همه اتاقم را در بر گرفته ،‌صبح تا شب و شب تا صبح اين گشته كارمن كه براي چشمانت بيدارم تويي خداي عشق من، تويي همه هستي زندگاني من ، تو همان فرشته اي كه نگذاشتي كه در تنهايي ظلمت مدفون گردم ، تويي اميد زندگيم جز تو كسي را نمي بينم ،بي تو يك روز خوش هرگز نخواهم ديد اي مونس زندگيم.... با همه وجودت دوست دارم ....

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/05/29ساعت 2:29 بعد از ظهر  توسط نیلوفر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوست بدارد و قلبی که دوستش بدارند قلبی برای من و قلبی برای انسانی که من می خواهم

 

»»»»» ..:..:دوســـــــــــــتت دارم:..:..«««««

 

 

امروز دلم خیلی هواتو کرده...


امروز خیلی دلم می خواد از تو بگم...


امروز بد جوری حضور دستای مهربونت رو روی شونه هام کم دارم.....


امروز هوای گریه دارم...


دلم خیلی برات تنگ شده....


خیلی به بودنت نیاز دارم......


دلم میخواد کنارم باشی......


          میخوام که باشی.....


می خوام سرمو بذارم رو شونه ت....


می خوام تمام دلتنگی هامو تو بغلت گریه کنم...


کاش می دونستی تو دلم چه خبره...


کاش بودی...... اما نه...

.
بذار داغ نبودنت همچنان به دلم بمونه....


تا قدرتو بیشتر بدونم..

.
واااااااااای...


اگه بیای و دوباره بری...


از من چی میمونه....؟؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/05/28ساعت 1:43 بعد از ظهر  توسط نیلوفر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوست بدارد و قلبی که دوستش بدارند قلبی برای من و قلبی برای انسانی که من می خواهم

 گفتم نرو پرپر میشم 

  گفتی: میخوام رها باشمImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPicگفتم: آخه عاشق شدم
 
   گفتی:میخوام تنها باشمImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPicگفتم: دلم
 
  گفتی: بسوزImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتی: یه عمری باز هنوز
 
گفتم: پس عمرم چی میشه Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتی: هدر شد شب و روز
 
  گفتم: آخه داغون میشم Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتی: به من خوش میگذره
 
  گفتم: بیا چشمام توییImage and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتی: آخر کی میخره
 
  گفتم: منو جنس میبینی Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتی: آره بی قیمتی
 
   گفتم: یه روز کسی بودم Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic با من نکن بی حرمتی
 
  گفتم: صدام میمیره باز Image and video hosting by TinyPic
 
  گفتی: با درد بسوز بساز Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتم : حالا که پیر شدم
 
گفتی: که از تو سیر شدم Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتم: تمنا میکنم
 
  گفتی: میخوام خردت کنم Image and video hosting by TinyPic
 
Image and video hosting by TinyPic گفتم: بیا بشکن تنو
 
  گفتی: فراموش کن منو Image and video hosting by TinyPic
 
+ نوشته شده در  شنبه 1386/05/27ساعت 3:2 قبل از ظهر  توسط نیلوفر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوست بدارد و قلبی که دوستش بدارند قلبی برای من و قلبی برای انسانی که من می خواهم

:::..:...دوســــــــــــــــــــــتت دارم بابا جون...:..:::

صداي تیكِ تیكِ ساعت، دگر نمي‌آيد

نباش منتظرش! رهگذر، نمي‌آيد

نمي‌شود به خدا باورم، كه مي‌گويند:

مسافر تو دگر از سفر نمي‌آيد...

مگو ترانه بخوان و مگو غزل بـِسُراي

چرا كه با غزل من پدر نمي‌آيد

بنال اي دل عاشق، كه خوب مي‌دانم

تو را نموده فراموش اگر نمي‌آيد

در انتظار، دل من، نباش، بيهوده!

چرا كه هست يقينم، دگر نمي‌آيد …………….

  

 

 

                                               

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/24ساعت 10:37 بعد از ظهر  توسط نیلوفر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوست بدارد و قلبی که دوستش بدارند قلبی برای من و قلبی برای انسانی که من می خواهم
 

ديگر هوايي براي تنفس نيست


قاضي سرنوشت من،

 عاقبت خواستي تا ریشه هاي مرگ را بر اندام بي تابم نظاره كني؟

پس شتاب كن....

گلويم بي تاب طناب دار فراموشي توست...

نفس هايم به شماره افتاده اند...

شتاب كن...شتاب...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/05/22ساعت 2:29 بعد از ظهر  توسط نیلوفر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوست بدارد و قلبی که دوستش بدارند قلبی برای من و قلبی برای انسانی که من می خواهم

امشب شب بی کسیه… یکی به دادم برسه…

 

تنهاترین آدم زمین… امشب به آخر میرسه…

 

امشب شب تنهائیه… سررو روزانو می زارم…

 

غصه نشسته رودلم… هنوز برای شونه هات…

 

ارزش اشکوقائلم… حرفی نزن، چیزی نگو…

 

فقط بزار گریه کنم… میخوام با بارون چشام…

 

فاصله هارو پر کنم…

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/05/21ساعت 6:52 بعد از ظهر  توسط نیلوفر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوست بدارد و قلبی که دوستش بدارند قلبی برای من و قلبی برای انسانی که من می خواهم

میان این همه همدل

من تنها تورا خواهم

تورا خواهم که رویت چو شب مهتاب

نگاهت چون گل خورشید

صدایت همچو آوازست

و چشمانت همچو یک دریـــــــــــــــــا

و قلــبت جایگاه عشــــــق و احساس است

و من چو ن عاشق مجنون به عشقت زنده خواهم بود

و خواهم گفت این را من تو راعاشقانه دوست می دارم

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/05/06ساعت 11:22 بعد از ظهر  توسط نیلوفر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوست بدارد و قلبی که دوستش بدارند قلبی برای من و قلبی برای انسانی که من می خواهم

 

 

ای نیاز هر تپش

تو بمان که خدایت ماندگارترین است

 ز درد رفتنت ساقه زندگیم خواهد شکست

تو بدان که خدایت آگاهتر است

زندانستن تو که چه زخمی به دلم به یادگار است ازتو

این دلم همه تاروپودم ریش ریش خواهد گشت

ریشه پوسیده این تن من از هم خواهد گسست

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/04ساعت 0:16 قبل از ظهر  توسط نیلوفر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوست بدارد و قلبی که دوستش بدارند قلبی برای من و قلبی برای انسانی که من می خواهم
 پدر، ای که در آئینهء دل چون صفای سنبلی در سرود صبحگاهی همنوای بلبلی ای که در هر روز و شب چونان شبان بیقرار از بر یک لقمه نان این سو و آن سو میروی دستهای آشنایت را به درد روزگار بوسه خواهم زد پدر ای نعمت پروردگار ای که از غمگینیت دلها همه آزرده است وز صدای خنده ات گلها همه بشکفته است اشک تو جوشان کند دریای غم در سینه ام ای پدر شادابیت خاموش سازد کینه ام از خطوط چهره ات، از رنج نقش بسته بر پیشانیت جز حدیث رنج انسان غربت غمگین انسان من دگر چیزی نفهمیدم پدر خاک پایت سرمهء چشمان من بودنت آرامش دنیای من بی تو بودن ای پدر سایسته نیست این زندگی جان فدای مهر تو جانم به قربانت پدر ....۱۱ روز است که پدر عزیزمو ندیدم آخه اون منو تنهاگذاشت ورفت پیش خدا ................

دلم براش تنگ شده .............. بابا خیلی دوستت دارم

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/29ساعت 2:38 بعد از ظهر  توسط نیلوفر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوست بدارد و قلبی که دوستش بدارند قلبی برای من و قلبی برای انسانی که من می خواهم

***********چگونه باور کنم....***********

در نگاهم خیره شدی ... کمی بغض در چشمانت پیدا بود...

اما تو... گفتی دیگر بس است این زندگی....

دیگر خسته بودی ... از من و با من بودن ... ازتمام نگاه هایم ... دیگر از من دل بریده بودی

نمیتوانستم باور کنم.. بی تکیه گاهی ر ا ... نبودن ان دستان پر مهر و محبت را ...

نبودن ان چشمان زیبا را... نمیدانستم نبودنت را ... چه چیز را باید باور کنم...

ازدست دادن عشق را...از دست دادن کسی که عمری عاشقانه مثل بت میپرستیتمش....

یا از دست دادن یه زندگی مشترک را... فقط میدانستم من شکسته شدم...

باختم... درزندگی...در رویا... حتی تو خیال خام بچه گانه ام...دیگر امیدی نیست

دستانم تنهاست.... جسمم بی تکیه گاه ست... اما چگونه باور کنم...

مرگم را... بی تو بودن را... خودکشی زندگی ام را...چگونه باور کنم...

بغض نگاهت را...چگونه باور کنم... رفتن بی بهانه ات را...چگونه باور کنم...

چگونه باور کنم  جدایی را...ان انتظارتلخ را... ان دور شدن نگاهمان...دستانمان...

حتی دور شدن قلب و احساسمان....من چگونه باور کنم دیگردستی نیست که

دستانم را از منجلاب زندگی بیرون کشد...چگونه باور کنم که دیگر ان نگاه عاشقانه

نیست که بدرقه ی راه زندگی ام باشد....اه ای خداییم چگونه باور کنم که تنهایم و

تنهاییی قسمت من است....

تو بگو... ای خدایم چگونه باورکنم..............................

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/04/06ساعت 2:19 بعد از ظهر  توسط نیلوفر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوست بدارد و قلبی که دوستش بدارند قلبی برای من و قلبی برای انسانی که من می خواهم

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/04/06ساعت 1:2 قبل از ظهر  توسط نیلوفر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوست بدارد و قلبی که دوستش بدارند قلبی برای من و قلبی برای انسانی که من می خواهم

کاش هیچ کس تنها نبود

کاش دیدنت رویا نبود

گفته بودی میمانم

اما رفتی........

و

گفتی اینجا جا نبود

من دعا کردم برای بازگشت دستهای تو

ولی گویا بالی نبود

یک نفر آمد صدایم کردو رفت

با صدایش آشنایم کرد و رفت

پشت پر چین شقایق که رسید

ناگهان تنها رهایم کرد و رفت

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/04/06ساعت 0:12 قبل از ظهر  توسط نیلوفر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوست بدارد و قلبی که دوستش بدارند قلبی برای من و قلبی برای انسانی که من می خواهم
 

© 2006-2007 Clickcon.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  C l i c k c o N