سلام دوستان ... به علت مشکل دراین لینک:
به لینک زیر مراجعه کنید ممنون.
http://www.sazedel2009.blogfa.com/
بای تا های![]()
![]()
![]()
![]()
چقدر سخته تو چشمای كسی كه تمام عشقت رو دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت
هدیه داد زل بزنی وبه جای اینكه لبریز كینه ونفرت بشی ،حس كنی كه هنوزم دوسش داری!
چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به دیواری تكیه بدی كه یه بار زیر آوار غرورش، همه ی
وجودت له شده!چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی ولی وقتی دیدیش ،هیچ چیزی
جز سلام نتونی بگی!چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشك گونه هاتو خیس كنه اما
مجبور باشی بخندی تا نفهمه كه هنوزم دوسش داری !چقدر سخته گل آرزو هاتو،تو باغ دیگه ای
ببینی وهزار بار تو خودت بشكنی و اونوقت با خودت زیر لب بگی :گل من باغچه ی نو مبارك
سنگي از معدن درد بهر مزارم بتراش
روي سنگ قبره من عكسي از چهره زيباي غزالم بتراش
بنويس اي سنگ تراش
عاقبت شدم فداش ... بنويس تا بدونه عمرمو دادم براش
روز آشناييمون رو تنه درخت بيد .......
يار بي وفاي من عكس دو تا دل و كشيد
گفت يكي از اون دلها فداي اون يكي بشه ....
عاقبت كشت دلمو تا كه به
آرزوش رسيد

شناختنت بي گناهترين گناهم بود يافتنت بهانه دلم و خواستنت نيازم و با تو بودن آرزويم و تو را گم کردن ، پيدايش سراب بود تو مانند پرستو آمدي و به دورترين ديار غربت رفتي . بي تو ثانيه ها تکراري شده اند و آيينه چيزي جز سراب را نشان نمي دهد و شقايق غريبي مي کند و جاده در انتظار مسافر است و هنوز دلم بدون تو بهانه مي گيرد و من آرزوهايم را عاشقانه زمزمه مي کنم و منتظرت هستم.

زيبايي دنيا را تنها آن لحظه كه به چشمان تو نگريستم دريافتم و از آن پس هيچ لحظه اي از عمرم بدون انديشه تو سپري نشد اگر عمر من، تنها يك شب باشد آرزو دارم كه همان يك شب را با تو بگذرانم ، چرا كه محبوبم اين دنيا تنها هنگامي زيباست كه در كنار تو باشم ، عشق من تمناي زندگي با تو را در دل دارم و دوست دارم هر شب در عشق تو ذوب گردم تو اجازه دادي كه عشقت را در دل احساس كنم پس با قلبم تو را صدا ميزنم ،اي عزيز تر از جان آرزوي زندگي در كنار تو را عاشقانه دارم ....
طرح چشمان زيبايت درجاي جاي اتاقم نقش بسته ، صداي زيبا و پرمهرت در فضاي اتاقم براي هميشه طنين انداز گشته ،بي تو من چه تنها و غريبم در اين درياي هستي ،ساحل ام شو غرق گشتم بي تو در شبهاي مستي ، نفسهاي گرمت و عطرآگين ات همه اتاقم را در بر گرفته ،صبح تا شب و شب تا صبح اين گشته كارمن كه براي چشمانت بيدارم تويي خداي عشق من، تويي همه هستي زندگاني من ، تو همان فرشته اي كه نگذاشتي كه در تنهايي ظلمت مدفون گردم ، تويي اميد زندگيم جز تو كسي را نمي بينم ،بي تو يك روز خوش هرگز نخواهم ديد اي مونس زندگيم.... با همه وجودت دوست دارم ....
»»»»» ..:..:دوســـــــــــــتت دارم:..:..«««««
امروز دلم خیلی هواتو کرده...
.
بذار داغ نبودنت همچنان به دلم بمونه....
.
واااااااااای...
از من چی می

گفتم نرو پرپر میشم

:::..:...دوســــــــــــــــــــــتت دارم بابا جون...:..:::
صداي تیكِ تیكِ ساعت، دگر نميآيد
نباش منتظرش! رهگذر، نميآيد
نميشود به خدا باورم، كه ميگويند:
مسافر تو دگر از سفر نميآيد...
مگو ترانه بخوان و مگو غزل بـِسُراي
چرا كه با غزل من پدر نميآيد
بنال اي دل عاشق، كه خوب ميدانم
تو را نموده فراموش اگر نميآيد
در انتظار، دل من، نباش، بيهوده!
چرا كه هست يقينم، دگر نميآيد …………….

ديگر هوايي براي تنفس نيست
قاضي سرنوشت من،
امشب شب بی کسیه… یکی به دادم برسه…
تنهاترین آدم زمین… امشب به آخر میرسه…
امشب شب تنهائیه… سررو روزانو می زارم…
غصه نشسته رودلم… هنوز برای شونه هات…
ارزش اشکوقائلم… حرفی نزن، چیزی نگو…
فقط بزار گریه کنم… میخوام با بارون چشام…
فاصله هارو پر کنم…
میان این همه همدل
من تنها تورا خواهم
تورا خواهم که رویت چو شب مهتاب
نگاهت چون گل خورشید
صدایت همچو آوازست
و چشمانت همچو یک دریـــــــــــــــــا
و قلــبت جایگاه عشــــــق و احساس است
و من چو ن عاشق مجنون به عشقت زنده خواهم بود
و خواهم گفت این را من تو راعاشقانه دوست می دارم
ای نیاز هر تپش
تو بمان که خدایت ماندگارترین است
ز درد رفتنت ساقه زندگیم خواهد شکست
تو بدان که خدایت آگاهتر است
زندانستن تو که چه زخمی به دلم به یادگار است ازتو
این دلم همه تاروپودم ریش ریش خواهد گشت
ریشه پوسیده این تن من از هم خواهد گسست
دلم براش تنگ شده .............. بابا خیلی دوستت دارم
***********چگونه باور کنم....***********
در نگاهم خیره شدی ... کمی بغض در چشمانت پیدا بود...
اما تو... گفتی دیگر بس است این زندگی....
دیگر خسته بودی ... از من و با من بودن ... ازتمام نگاه هایم ... دیگر از من دل بریده بودی
نمیتوانستم باور کنم.. بی تکیه گاهی ر ا ... نبودن ان دستان پر مهر و محبت را ...
نبودن ان چشمان زیبا را... نمیدانستم نبودنت را ... چه چیز را باید باور کنم...
ازدست دادن عشق را...از دست دادن کسی که عمری عاشقانه مثل بت میپرستیتمش....
یا از دست دادن یه زندگی مشترک را... فقط میدانستم من شکسته شدم...
باختم... درزندگی...در رویا... حتی تو خیال خام بچه گانه ام...دیگر امیدی نیست
دستانم تنهاست.... جسمم بی تکیه گاه ست... اما چگونه باور کنم...
مرگم را... بی تو بودن را... خودکشی زندگی ام را...چگونه باور کنم...
بغض نگاهت را...چگونه باور کنم... رفتن بی بهانه ات را...چگونه باور کنم...
چگونه باور کنم جدایی را...ان انتظارتلخ را... ان دور شدن نگاهمان...دستانمان...
حتی دور شدن قلب و احساسمان....من چگونه باور کنم دیگردستی نیست که
دستانم را از منجلاب زندگی بیرون کشد...چگونه باور کنم که دیگر ان نگاه عاشقانه
نیست که بدرقه ی راه زندگی ام باشد....اه ای خداییم چگونه باور کنم که تنهایم و
تنهاییی قسمت من است....
تو بگو... ای خدایم چگونه باورکنم..............................
کاش هیچ کس تنها نبود
کاش دیدنت رویا نبود
گفته بودی میمانم
اما رفتی........
و
گفتی اینجا جا نبود
من دعا کردم برای بازگشت دستهای تو
ولی گویا بالی نبود
یک نفر آمد صدایم کردو رفت
با صدایش آشنایم کرد و رفت
پشت پر چین شقایق که رسید
ناگهان تنها رهایم کرد و رفت
